تبلیغات
همدم تنهایی - قلب شیشه ای

همدم تنهایی

قلب شیشه ای

چشمانم به باریدن عادت می کنند

 

گوش هایم به خواب فرومی روند

و

زبانم خاموشی را انتخاب می کنند

 

 قلبم  ازپشت قاب شیشه ای اش با انتظار می تپید

 

تااینکه کسی از راه می رسد

 

گرمارابه چشمانم هدیه میدهد

 

گوش هایم راباصدای دلنواز ازخواب بیدار میکند

 

وبه زبانم بهانه ای برای سخن گفتن

 

وبه وجودم بهانه ای برای زیستن

 

میدهد...

ونامش را روی شیشه ی قلبم حک میکند...

 

(خیلی قشنگه به ادامه مطلب برو)

اما هنگامی که می رود

 

قلب شیشه ای ام را می شکند

 

وتک تک کلمات نامش را...

 

ازمیان شیشه ها شکسته ی قلبم میابد ...

وبا خود می برد...

 

کاش می شد قلب من از سنگ بود

 

که نه کسی به راحتی می توانست

 

آن شود ...

و

نه به راحتی آنرا...

 

بشکند

ای کاش......

 

 



+ نوشته شده در شنبه 19 بهمن 1392ساعت 09:26 ب.ظ توسط yalda نظرات()